در یک بولتن تبلیغاتی برای طرفداران نظام، فیلم مصاحبه یک شبکه غیر مشهور با کارشناسی باز غیرمشهور منتشر شده است. و در این مصاحبه سوال میشود:
منافع آمریکا در ایران چیست گذشته از هدف حفاظت از اسراییل؟
در خلاصه مصاحبه بفارسی در زیر این ویدئو آمده است:
کارشناس آمریکایی:
مسئله واشنگتن با ایران نه هستهای است و نه صرفاً اسرائیل؛ مسئله، کشوری است که از دایره سلطه خارج شده. از کودتای ۱۹۵۳ تا تحریم و تهدید امروز، هدف ثابت بوده است: تضعیف ایران، خلع ابزار دفاعیاش و تحقیر حاکمیت ملی. اما هشدار روشن است؛ اگر تجاوز تکرار شود، خویشتنداری هم ممکن است پایان یابد و اینبار هزینهها فقط متوجه تهران نخواهد بود...
در پاسخی به دوستی که این پست را در یک گروه محلی منتشر کرده بود چنین نوشتم:
ََدر این مصاحبه سوال اینطور شروع میشود که منافع آمریکا در ایران چیست...؟
پاسخهایی که این کارشناس میدهد در دایره ضد آمریکایی و جهتگیری بسود جمهوری اسلامی است.
این کارشناس علت درافتادن آمریکا با ایران را یاغیگری ایران میداند که برای آمریکا قابل تحمل نیست.
اینجا یک سوال باید در ذهن ما ایرانیها جا بگیره که اگر چنین است و آمریکا تاب تحمل یک کشور یاغی از نظر آنها را ندارد، چرا قریب نیمقرن است دارد کجدار و مریز رفتار میکند؟ آمریکاییها هروقت تصمیم بگیرند رژیمی را برکنار کنند ۵۰ سال صبر نمیکنند. نمونههاش مثل مصدق و صدام و مادورو را دیدهایم. نمونه کره شمالی هم هست که بسیار طولانی مانده است. در مورد کره شمالی ظاهر امر این بوده که چین و شوروی پشتش بودهاند. ولی هروقت صحبت از منافع آمریکا میشود باید ببینیم این منافع چیست؟
منافع آمریکا در ذهن حاکمانش شامل منافع مادی و ثروت است و البته تمهیدات لازم برای تداوم این منابع ثروت. منافع مادی آمریکا در شرق آسیا بهرهمند شدن از بازار کشورهای آن منطقه مثل کره جنوبی و ژاپن و دیگران است که در ظاهر مورد طمع چین و روسیه هم بوده و هستند. چین و روسیه فشارشون در آن منطقه را از طریق کره شمالی اعمال میکنند و اگر کره جنوبی و سایر کشورها بدون پشتوانه آمریکا باشند راحت بلعیده میشوند.
آمریکا از این موقعیت استفاده میکند و از ثروت و درآمدهای کشورهای آن منطقه میمکد و بازار آنها را هم در تسخیر خود نگهمیدارد. بدون کره شمالی به این راحتی آن کشورها دم به تله آمریکا نمیدهند و منافع امریکا تامین نمیشود. پس وجود کره شمالی در آن منطقه غنیمت است برای آمریکا. احتمالا زمانیکه در جنگ کره آن کشور را دوپاره کردند، این چیزها هم مدنظر بوده.
حالا برگردیم به خاورمیانه. منافع آمریکا در خاورمیانه ثروت عظیمی است که در این منطقه وجود دارد. آمریکا و دیگران چطور میتوانند این ثروت را ارزان تصاحب کنند؟ تیکهتیکه کردن این منطقه تحت کنترل شیوخ رقیب و کاشتن اسرائیل در آنجا، که تهدیدی برای همه آنها باشد و بعنوان بازوی غرب هم باشد، راه حلی بوده که برای سالها عمل کرده و برای غربیها موفقیتآمیز بوده است.
ساکنین اسرائیل که اکثریت آنها از غرب آمده بودند یه زمانی از جنگهای دائم و ترورهای روزانه خسته شده بودند و در فکر برگشتن به غرب بودند که با منافع غرب سازگار نبود.
غرب دو راهکار در پیش گرفت:
یکی صلح بین اسرائیل و کشورهای عربی و دیگری حمله به یهودیان در غرب به اسم مسلمونا. حتی در زمان جنگ غزه که اگر حمله ۷ اکتبر نقشه فلسطینیها بود میبایست موجب فرار اسرائیلیها به غرب میشد، حمله به یهودیان در غرب انجام میشد که مبادا اسراییلیهای شهرکهای مرزی به غرب فرار کنند. این حملهها هم بنام مسلمونا تمام میشد!
بموازات این برای اینکه آمریکا حافظ تاج و تختهای شیوخ بماند باید یک دشمن قویتر هم در منطقه داشته باشند. ایران بعد از انقلاب را بجای اینکه برادر مسلمان بدانند، دشمن سرسخت جا زدند و این دشمن باعث سرازیر شدن سیل اسلحه آمریکایی به خاورمیانه شد. یعنی همان که دلخواهشون بود.
و منافع آمریکا را اینجا باید پیدا کرد.
حال اگر آمریکا حس کند مردم ایران هم از سیاستهای حکومت خسته و در صدد تغییر آن بیافتند، برنامههای دیگری در چنته دارد. یکی از آن برنامهها رضا پهلویست. اگر آن نشد، تثبیت وضعیت موجود با شرایط جدید و اگر آن هم نشد، ویران کردن ایران تا بتواند کار صنعت بساز بفروشهای حاکم بر آمریکا و سایر تولید کنندگان غربی را برای سالها دوران بازسازی ایران تضمین کند و طی همین حملات و پیامدهای آن سلطه خودش بر این کشور را بشکل جدیدی ادامه دهد.
این را برای شمایی مینویسم که میدونم کشور خودتون را دوست دارید ولی ممکنست از دسایس رنگارنگ همه شیاطین باخبر نباشید.
حال ببینید ایرانیها از چه موانع بزرگی باید عبور کنند تا به آزادی برسند!
بیش از صد سال برقراری سانسور و خاموش کردن صدای مخالف و پراکنده بودن ایرانیان، چه بسیار سخت شده است وصال به آزادی و استقلال در فکر و عمل!
در بولتنی دیگر یکنفر روحانی، بنام دکتر حمید روحانی، در مصاحبهای آقای حسن روحانی رئیسجمهور سابق نظام را نوکر آمریکا قلمداد میکند و در شرح سخنان ایشان چنین آورده است:
«برخی فکر میکنند حسن روحانی یک آدم معمولی بود که حالا چهارتا اشتباه کرده است.
خیر این فرد از روز اول انقلاب و حتی پیش از انقلاب رفتار بسیار مشکوکی داشته است.
از قضیه سربازی رفتن و اجازه منبر رفتن در زمان شاه وقتی بقیه ممنوع المنبر بودند تا برخورد امام و بعد....
https://eitaa.com/Booltan
https://t.me/Boltan«
در ادامه صحبت با آن دوست محلی نظرش را به این مصاحبه جلب کردم و چنین توضیح دادم:
این را هم ببینید.
اگر حرفهای این آقا درست باشد، همین آقای روحانی که بعنوان مهره خارجی قلمداد میشود از اول انقلاب تا کنون کلیدیترین مشاغل امنیتی را داشته و ۸ سال هم رییس جمهور ایران بوده. عَلَم شدنش برای رییس جمهوری هم کار بالاتر از رییسجمهور بوده است. حالا عمق قضیه را بخوانید.
منافع آمریکا در ایران چیست گذشته از هدف حفاظت از اسراییل؟
در خلاصه مصاحبه بفارسی در زیر این ویدئو آمده است:
کارشناس آمریکایی:
مسئله واشنگتن با ایران نه هستهای است و نه صرفاً اسرائیل؛ مسئله، کشوری است که از دایره سلطه خارج شده. از کودتای ۱۹۵۳ تا تحریم و تهدید امروز، هدف ثابت بوده است: تضعیف ایران، خلع ابزار دفاعیاش و تحقیر حاکمیت ملی. اما هشدار روشن است؛ اگر تجاوز تکرار شود، خویشتنداری هم ممکن است پایان یابد و اینبار هزینهها فقط متوجه تهران نخواهد بود...
در پاسخی به دوستی که این پست را در یک گروه محلی منتشر کرده بود چنین نوشتم:
ََدر این مصاحبه سوال اینطور شروع میشود که منافع آمریکا در ایران چیست...؟
پاسخهایی که این کارشناس میدهد در دایره ضد آمریکایی و جهتگیری بسود جمهوری اسلامی است.
این کارشناس علت درافتادن آمریکا با ایران را یاغیگری ایران میداند که برای آمریکا قابل تحمل نیست.
اینجا یک سوال باید در ذهن ما ایرانیها جا بگیره که اگر چنین است و آمریکا تاب تحمل یک کشور یاغی از نظر آنها را ندارد، چرا قریب نیمقرن است دارد کجدار و مریز رفتار میکند؟ آمریکاییها هروقت تصمیم بگیرند رژیمی را برکنار کنند ۵۰ سال صبر نمیکنند. نمونههاش مثل مصدق و صدام و مادورو را دیدهایم. نمونه کره شمالی هم هست که بسیار طولانی مانده است. در مورد کره شمالی ظاهر امر این بوده که چین و شوروی پشتش بودهاند. ولی هروقت صحبت از منافع آمریکا میشود باید ببینیم این منافع چیست؟
منافع آمریکا در ذهن حاکمانش شامل منافع مادی و ثروت است و البته تمهیدات لازم برای تداوم این منابع ثروت. منافع مادی آمریکا در شرق آسیا بهرهمند شدن از بازار کشورهای آن منطقه مثل کره جنوبی و ژاپن و دیگران است که در ظاهر مورد طمع چین و روسیه هم بوده و هستند. چین و روسیه فشارشون در آن منطقه را از طریق کره شمالی اعمال میکنند و اگر کره جنوبی و سایر کشورها بدون پشتوانه آمریکا باشند راحت بلعیده میشوند.
آمریکا از این موقعیت استفاده میکند و از ثروت و درآمدهای کشورهای آن منطقه میمکد و بازار آنها را هم در تسخیر خود نگهمیدارد. بدون کره شمالی به این راحتی آن کشورها دم به تله آمریکا نمیدهند و منافع امریکا تامین نمیشود. پس وجود کره شمالی در آن منطقه غنیمت است برای آمریکا. احتمالا زمانیکه در جنگ کره آن کشور را دوپاره کردند، این چیزها هم مدنظر بوده.
حالا برگردیم به خاورمیانه. منافع آمریکا در خاورمیانه ثروت عظیمی است که در این منطقه وجود دارد. آمریکا و دیگران چطور میتوانند این ثروت را ارزان تصاحب کنند؟ تیکهتیکه کردن این منطقه تحت کنترل شیوخ رقیب و کاشتن اسرائیل در آنجا، که تهدیدی برای همه آنها باشد و بعنوان بازوی غرب هم باشد، راه حلی بوده که برای سالها عمل کرده و برای غربیها موفقیتآمیز بوده است.
ساکنین اسرائیل که اکثریت آنها از غرب آمده بودند یه زمانی از جنگهای دائم و ترورهای روزانه خسته شده بودند و در فکر برگشتن به غرب بودند که با منافع غرب سازگار نبود.
غرب دو راهکار در پیش گرفت:
یکی صلح بین اسرائیل و کشورهای عربی و دیگری حمله به یهودیان در غرب به اسم مسلمونا. حتی در زمان جنگ غزه که اگر حمله ۷ اکتبر نقشه فلسطینیها بود میبایست موجب فرار اسرائیلیها به غرب میشد، حمله به یهودیان در غرب انجام میشد که مبادا اسراییلیهای شهرکهای مرزی به غرب فرار کنند. این حملهها هم بنام مسلمونا تمام میشد!
بموازات این برای اینکه آمریکا حافظ تاج و تختهای شیوخ بماند باید یک دشمن قویتر هم در منطقه داشته باشند. ایران بعد از انقلاب را بجای اینکه برادر مسلمان بدانند، دشمن سرسخت جا زدند و این دشمن باعث سرازیر شدن سیل اسلحه آمریکایی به خاورمیانه شد. یعنی همان که دلخواهشون بود.
و منافع آمریکا را اینجا باید پیدا کرد.
حال اگر آمریکا حس کند مردم ایران هم از سیاستهای حکومت خسته و در صدد تغییر آن بیافتند، برنامههای دیگری در چنته دارد. یکی از آن برنامهها رضا پهلویست. اگر آن نشد، تثبیت وضعیت موجود با شرایط جدید و اگر آن هم نشد، ویران کردن ایران تا بتواند کار صنعت بساز بفروشهای حاکم بر آمریکا و سایر تولید کنندگان غربی را برای سالها دوران بازسازی ایران تضمین کند و طی همین حملات و پیامدهای آن سلطه خودش بر این کشور را بشکل جدیدی ادامه دهد.
این را برای شمایی مینویسم که میدونم کشور خودتون را دوست دارید ولی ممکنست از دسایس رنگارنگ همه شیاطین باخبر نباشید.
حال ببینید ایرانیها از چه موانع بزرگی باید عبور کنند تا به آزادی برسند!
بیش از صد سال برقراری سانسور و خاموش کردن صدای مخالف و پراکنده بودن ایرانیان، چه بسیار سخت شده است وصال به آزادی و استقلال در فکر و عمل!
در بولتنی دیگر یکنفر روحانی، بنام دکتر حمید روحانی، در مصاحبهای آقای حسن روحانی رئیسجمهور سابق نظام را نوکر آمریکا قلمداد میکند و در شرح سخنان ایشان چنین آورده است:
«برخی فکر میکنند حسن روحانی یک آدم معمولی بود که حالا چهارتا اشتباه کرده است.
خیر این فرد از روز اول انقلاب و حتی پیش از انقلاب رفتار بسیار مشکوکی داشته است.
از قضیه سربازی رفتن و اجازه منبر رفتن در زمان شاه وقتی بقیه ممنوع المنبر بودند تا برخورد امام و بعد....
https://eitaa.com/Booltan
https://t.me/Boltan«
در ادامه صحبت با آن دوست محلی نظرش را به این مصاحبه جلب کردم و چنین توضیح دادم:
این را هم ببینید.
اگر حرفهای این آقا درست باشد، همین آقای روحانی که بعنوان مهره خارجی قلمداد میشود از اول انقلاب تا کنون کلیدیترین مشاغل امنیتی را داشته و ۸ سال هم رییس جمهور ایران بوده. عَلَم شدنش برای رییس جمهوری هم کار بالاتر از رییسجمهور بوده است. حالا عمق قضیه را بخوانید.