وانشان
Wednesday, 19 May 2010
کوچه ها اسفالت یا سنگفرش
حدود یکسال است که کوچه های وانشان در راستای اسفالت کاری بهم ریخته هستند و رفت و آمد مردم دچار مشکل شده است . بعضی از کوچه ها اسفالت شده اند که اسفالت آنها هم از کیفیت خوبی برخوردارنیست . اصولا با توجه به خاکی بودن دیوارها و ریزش تدریجی خاک مخصوصا در زمان بارندگی ، بدون اینکه چاره ای برای ریزش خاک شود ، اسفالت کردن کوچه ها کمک زیادی به تمیزی و زیبایی آنها نخواهد کرد . اخیرا در بعضی کوچه ها شروع به سنگ فرش کردن نموده اند که در نیمه راه متوقف شد و به علت کیفیت بسیار نا مناسب آن مورد انتقاد عمومی قرار گرفت و مجبور به برچیدن سنگها شدند . هنوز مردم نمیدانند برنامه نهایی دست اندر کاران چه خواهد بود . چنانچه سنگ فرش کوچه ها اصولی انجام میشد بطوریکه ضمن زیبایی ، سلامت رفت و آمد اهالی و دامهای آنان در فصول مختلف سال تامین میشد ، شاید بهتر از اسفالت کردن باشد . در بعضی کوچه ها که جوی آب در وسط آنها قرار دارد ، شیب سنگهای نصب شده بگونه ای هست که خطر سر خوردن وجود دارد . من خود شاهد بودم که گاو یکی از اهالی بطوری خطرناک روی آن لغزید که میتوانست موجب شکستن پایش شود . بهتر است جوی آب با عمق کافی و سرپوشیده احداث شود بطوریکه امکان تمیز کردن دوره ای آن هم فراهم باشد .
حال که بودجه ای برای این چنین کارهای عمرانی اختصاص داده شده است ، لازم است مسئولین مخصوصا دهدار محترم و اعضای محترم شورای روستا نظارت کافی داشته باشند تا این بودجه دچار تلفات چند باره کاری نشود . برای این منظور بهتر است ضمن مشورت با متخصصین عمرانی ، نظر خود اهالی هم مورد پرسش قرار گیرد و از تجارب آنان استفاده شود . این وظیفه اعضای محترم شورا هست که نظر مردم را جویا شوند و منعکس نمایند .
Monday, 5 April 2010
چرا سرمازدگی ؟
تا آنجا که از دوران جوانی به یاد دارم ، تقریبا همه ساله درختهای بادام و گردو در وانشان پر محصول بودند و بخاطر دارم که آنقدر از جمع کردن بادامها خسته میشدم که گاهی میگفتم : " ُالّح خِلاص جی َندگِنوُ . " آنروزها خرید وانشانیها و مسافرتهای زیارتی شان همه با پولی بود که از فروش بادام و گردو بدست می آوردند . چه اتفاقی افتاده که چندین سال هست سرما زدگی رایج شده است ؟ تغییرات آب و هوایی یکی از علتهای مهم است . یادم هست که یکبار پدر خدا بیامرزم میگفت : " کُرَه ِورگِرداو ." منظورش این بود که وضعیت کره زمین تغییر کرده . این روزها یکی از نگرانیهای جهانی ، تغییرات آب و هوای جهان بخاطر انتشار آنچه " گازهای گلخانه ای " مینامند میباشد . و شاید همین مشکل باعث شده که سالهاست زمستانهای ایران بهار شده و باعث به گل نشستن زودهنگام درختان میشود که با یک سرمای زودگذر دچار سرمازدگی میشوند . یکی از راه حلهایی که مسئولین کشاورزی پیشنها میکنند کاشت نوعی از نهالهاست که دیر گل میکنند . ولی امسال که هوای بهاری از تقریبا اواسط زمستان شروع شد حتی اینگونه درختان هم قبل از آن شب سرمایی گل کرده بودند . و اگر شدت تغییرات هوا سرعت بگیرد شاید این راه حل در دراز مدت جواب ندهد . پس باید فکری دیگر کرد . شاید بکارگیری راهی برای ایجاد گرما با استفاده از سیستمی شبیه چاههای ذغال ( البته نه با سوزاندن لاستیک و آنچه گاز گلخانه ای ایجاد میکند ) کار ساز باشد .باید با دعوت از صاحبنظران و همکاری همگانی با استفاده از نظرات علمی این مشکل رفع شود .
Thursday, 1 April 2010
سِرما هَمَژ ِببَرتوُ (هَمَژ خُوژُ )
چند روز قبل از تعطیلات نوروز که در وانشان بودم درختان بادام پوشیده از انبوه گل بود که زیبایی خاصی به دشت و صحرا بخشیده بود . در یکی از نوشته های پیشین اشاره کردم که یکی از آفات محصولات درختی وانشان سرما زد گی هست که باید برای آن چاره اندیشی شود . متاسفانه در تعطیلات که دوباره به وانشان رفتم دیدم که همه ی آن گلها که تبدیل به چغاله شده بودند بر اثر سرما سیاه شده اند و از درختها می ریزند . برگهای نازک درختان گردو را هم گویی آتش زده اند و سیاه شده اند . این به معنی آنست که امسال از آن بادامها و گردوهای ارزشمند وانشان خبری نیست . درست همان یک شبی که هوا سرد شده بود تمام محصولات بادام و زردآلوی وانشان از بین رفت . همان شبی که روز قبلش یک بار از رادیو شنیدم که سرما مناطق شمالی کشور را فرا خواهد گرفت و به کشاورزان توصیه میشد که با آتش زدن لاستیک از سرما زدگی درختان جلو گیری کنند . آنروز با خود گفتم این سرما ی شمال کاری به وانشان نخواهد داشت . تازه اگر هم وانشانیها بخواهند با آتش زدن لاستیک هوای لطیف آن منطقه را بخاطر جلوگیری از سرما زدگی آلوده کنند ، لاستیک از کجا بیاورند ! راستی در دنیای امروز که اینهمه فریادهای مبارزه با آلودگی هوا بلند است ، مسئولین محترم راهی جز آتش زدن لاستیک به فکرشان نمیرسد ؟!
بهر حال در دشتهای معروف به فلق و مرغاب وانشان با نگاه حسرت به این نعمتهای کفران زده نگاه میکردم که با پسر عموی عزیزم روبرو شدم و ضمن خوش و ِبش و احوالپرسی گفتم " چرا بَدوَنشت دِرَختا را ِسرما بَبِرُ ؟! " جوابش مثل همیشه این بود : " هَمَژ خُوژُ ! " یعنی کار خداست . گفتم خدا که داد به شما. همه اش چغاله شده بود . چرا حفظش نکردید ؟ نظرش این بود که خدا بلا میفرستد . این نظر غالب کشاورزان وانشانیست . اگر فرضا این درختها را سرما نمیزد و درختها پر از بادامهای رسیده می شدند و آنوقت دزدی بادام یکی از این درختها را میبرد ، چه ها که نمیکردند ! ولی هیچگاه در مورد این بلا که فکر میکنند از طرف خدا ست چاره ای نیاندیشیده اند ! چرا ؟! اگر خدا را آنطور که باید در صدد شناختش باشند و اگر معلمین و راهنمای خوبی داشتند که خدا شناسی را به درستی به آنان می آموختند ، این گونه در مورد خدای بخشنده ومهربان قضاوت نمیکردند و گناه خود را متوجه خالق خود نمی نمودند . آیا ممکن است قبل از شناخت مخلوقات خدا که در جلو چشمان ما هستند ، به بزرگی و عظمت خدای خالق پی برد ؟؟
Monday, 22 March 2010
Thursday, 18 March 2010
یا محول الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
فاجعۀ کود شیمیایی
Tuesday, 16 March 2010
امامزاده دزدی !
Sunday, 14 March 2010
وانشان بهتر است یا شمال ؟
یکی از موضوعاتی که برای ساکنین شهرهای بزرگ مانند تهران مطرح است ، چگونه و کجا گذرزاندن تعطیلات است . مسافرت به قصد دیدن مکانهای جدید همیشه از تجربه های خوب همه میباشد که در صورت امکان با ید مد نظر همه باشد . ولی گاهی انسان میخواهد ایام تعطیل را در جایی خوش آب و هوا بحالت استراحت سپری کند . یکی از مناطقی که بیشترین مسافران را در ایام تعطیلات پذیرا میباشد مناطق شمال است که مخصوصاً در تابستان بخاطر دریا بسیار شلوغ میشود . بعضی افراد هم که توانایی داشته اند برای خود استراحتگاهی هم تهیه کرده اند . تجربه این سالهای اخیر نشان داده است که رفتن به شمال در ایام تعطیلات با مشکلات بسیاری مواجه میباشد از جمله شلوغی و خطرناک بودن جاده ها و شلوغ شدن شهرهای آن نواحی بطوریکه مسائل ترافیکی تهران عینا و شاید بدتر از آن به آنجا منتقل میشود. و دیگر نمیشود از آن بعنوان محل استراحت استفاده کرد . در تابستان اگر کنار دریا اقامت شود هوای شرجی آزار دهنده است و اگر به ارتفاعات رفت که دیگر دریا نیست . تازه خود دریا هم متاسفانه دیگر قابل استفاده نیست . سواحل اغلب کثیف و آب هم بعلت ورود فاضلابها به آن سلامت خود را از دست داده است .
برای ما وانشانیها وانشان میتواند محل مناسب تری برای استراحت باشد . هوای آن از هوای شمال تمیزترو مطبوع تر است و آرامش آن هم همین طور . حتی برای استراحت زمستانه هم قابل استفاده است و با وجود گاز ، گرم کردن منازل راحت شده است . متاسفانه بسیاری از منازل فقط بخاطر اینکه تعمیرات پشت بام ها انجام نمیشود فرو میریزند ؛ درحالیکه نگداری این منازل هزینۀ زیادی ندارد . باز سازی این منازل هم کار سختی نیست و احتمالا از وام بانکی هم میشود استفاده کرد .
به دوستان توصیه میشود در این مورد تامل بیشتری بفرمایند و سعی کنند از طبیعت زیبا و آب و هوای مطبوع آن بیشتر استفاده کنند تا موجبات رشد و توسعۀ آنهم فراهم شود .
وابند آهااااااااااااای اوووووو
گذشته از هوای پاک وانشان ، تماشای درختان پوشیده از انبوه گلهای رنگارنگ بسیار لذت بخش است . درختهای بادام پوشیده از گلهای سفید و برخی هم ارغوانی هستند . هنوز متوجه نشدم چرا رنگ گل درختهای بادام متفاوت است . قبلا به این توجه نکرده بودم و این بار هم اول فکر کردم رنگهای ارغوانی درخت زردآلو هستند . ولی نزدیک که شدم دیدم بادامند .
امسال آب رودخانه هم جاریست ؛ ظاهرا یکی دو سال بوده که رودخانه حتی زمستان هم خشک بوده ، اگر چه امسال هم به اندازۀ کافی برف و باران نباریده .
منهم باید مشغول تمیز کردن جوی شوم تا آب به درختان زمینهای پدری برسانم . قدیمها مردان آبیار که میخواستند آب را تحویل دیگری بدهند ، با صدای بلند میگفتند " وابِند " ؛ و اگر فاصله زیاد بود داد میزدند : " وابِند آهااااااااای اووووووو! " ولی حالا دیگر آب را از روی ساعت تنظیم و تقسیم میکنند . ولی هروقت محدودیت زمانی نداشته باشند ، مثل حالا که هنوز آب حساب و کتاب معمول را ندارد باز مجبورند بقول خودشان " پِسی بینِند " یعنی هروقت با احتساب آب جاری در طول جوی ، زمینشان سیراب میشود خبر می کنند که " وابِند " . البته من که نفسم و ریه هام در هوای تهران دیگر آن نفس وانشونی نیست در اینمورد مشکل خواهم داشت . شاید راه حل آن را در تلفن همراه بیابم .


-745215.jpg)
-710038.jpg)
-780045.jpg)